[سال1362هنرستان شهید حیدری پور خورموج سال اول دبیرستان .نفر اوال از راست حسن موثق-اردشیر اسماعیلی-حسین باغبانی-صفدر سلحشوری-حسین رضایی
یادش بخیر تیری که در رفت به شصت نیاید. آری جوانی عمری است که اکثر افراد آن را به بطالت میگزرانند عمری که میبایست پاک بود ودر این راه نهایت استفاده را برد اما حیف که قدرش را نمیدانستیم . در ایام جوانی از بزرگترها می شنیدیم که غبطه میخورند از دوران جوانی خویش را که از دست داده اند.ولی ما این آه واندوه آنها را درک نمی کردیم. حالا که ما خودمان را به آنها رساندین درک این صحبت برایمان آسان است که دیر شده است عمرمان را به گناه ومعصیت سپری کردهایم حیف .حیف .صد حیف وهزلران حیف و.......حیف هرچه بگویم وبنویسم واز نوشتن خسته بشوم ورو به ناله بیاورم وداد بزنم میگویم حیف از این عمری که به بطالت گذشت ودرآن خدارا حتی احساس نکردیم حالا که به خود آمدیم مشکلات زندگی مانند گردابی مارا در خود میپیچاند وفرستی برای جبران مافات نیست وبه همین اکتفا میکنم ومیگویم که ای خدای ستار العیوب وای خدای غفار الذنوب ما را ببخش ومیدانم که تو بخشنده ای ومیدانم که گناه نا امیدی از خدا از عقاب گناه بالاتر است ولی در خوف از گناهان خویش ام ودر رجاه از امید از بخشندگی تو.. یا الله و یا الله