ماجرا از آنجا شروع شد که این سگ از طرف هاجر خواهر حاج عباس حاجیانی محبت های فراوانی دید هاجر غذای این سگ را مد نظر داشت در زمستان در تابستان در سرما وگرما و...همه نشان از محبت او نسبت به این بی زبان را دارد این سگ از بس پاسبان خوبی بود توسط یک نفر از روستای سنا خریداری شد وبا خود به سنا برده شد فاصله روستای فقیه حسنان تا سنا در حدود 57 کیلومتر میباشد اما این سگ با هوش وذکاوت خاص خود چند روز بعد پیاده از راه بیابان به فقیه حسنان بر میگردد و این در حالی است که هاجر این پیر زنی که سالها به این سگ خدمت میکرد از دنیا رفته بود ... ببینید رفتار این سگ در وفات هاجر که با داد وفریاد خود به دور حیاط و سرک کشیدن به تمامی اطاقها متوجه این شده که هاجر از دنیا رفته شاید هم با حس خود متوجه این قضیه شده بعد از ذوزه های فراوان خود راهی قبرستان شد تا دو ماه کنار قبر هاجر می نشست و به قبر خیره میشد ودر فراق کسی که سالها محبت دار او بوده ذوزه میکشید این است محبت سگ نسبت به این پیرزن و تصویر این سگ بی زبان . ( عکس از حسن موثق)